پائولو کوئيلو

در فولكلور آلمان، قصه اي هست كه اين چنين بيان ميشود:
مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده است.
شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد،
براي همين تمام روز او را زير نظر گرفت.
متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد،
مثل یک دزد راه ميرود و همچون یک دزدی كه مي خواهد چيزي
را پنهان كند، پچ پچ ميكند.
آنقدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه برگردد،
لباسش را عوض كند، نزد قاضي برود و شكايت كند.
اما همين كه وارد خانه شد، تبرش را پيدا كرد؛
زنش آن را جابجا كرده بود.
مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت
و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه ميرود،
حرف ميزند و رفتار ميكند.
 
پائولو کوئيلو ميگويد:
هميشه اين نکته را به ياد داشته باشيد که ما انسانها در هر موقعيتي، معمولا آن چيزي را ميبينيم که دوست داريم ببينيم
 

و اما .........

 
بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند ، بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند …
الوین تافلر
------------
نعره هیچ شیری خانه چوبی مرا خراب نمی کند، من از سکوت موریانه ها می ترسم.
------  ------
به شخصیت خود….. بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید.. زیرا شخصیت شما… جوهر وجود شماست.. و آبرویتان… تصورات دیگران نسبت به شماست
------  ------
باران که میبارد همه پرندها به دنبال سر پناهند اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرهاپرواز میکند این دیدگاه است که تفاوت را خلق میکند…
------  ------
گورستان ها پر از افرادی است که روزی گمان می کردن که . . . چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد
------ ------
یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …
------  ------
مشکل فکر های بسته این است که دهانشان پیوسته باز است . . .
------  ------
روزی برای بعضی آدم ها تنها یک خاطره خواهید بود… تلاش کنید که لااقل خاطره ای خوش باشید…
------ ------
تنها دو گروه نمى توانند افکار خود را عوض کنند: دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان.
وین دایر”



سالها پیش  زن و مردی در شب ازدواج خود قرار میگذارند فردای عروسی هرکس در خانه را زد آنها در را باز نکنند ابتدا پدر ومادر  مرد در زدند انها طبق توافقی که کردند در را باز نکردند بعد از آنها پدر و مادرزن در زدند آن دو به هم نگاه کردند و زن در حالی که چشمانش پر از اشک بود گفت نمی تواند آنها را پشت در نگهدارد مرد حرفی نزد و در را باز کرد   چند سال بعد آنها صاحب چهار پسر بودند تا اینکه پنجمین فرزند شان یک دختر بود مرد جشن بزرگی گرفت و قربانی های زیادی بین فقرا پخش کرد مردم علت را پرسیدند او گفت او کسی است که مرا پشت در نمی گذارد

جهان شهر

  اصطلاح جهان شهر به یک منطقه خاص گفته میشود که مرکز عمده  و بین المللی تجارت  ، بانکداری و نوآوری باشد . عبارت جهان شهر با کلانشهر متفاوت بوده و به شهری گفته می شود که دارای اهمیت جهانی و در سطح بین الملل باشد .



اصطلاح جهان شهر به یک منطقه خاص گفته میشود که مرکز عمده  و بین المللی تجارت  ، بانکداری و نوآوری باشد . عبارت جهان شهر با کلانشهر متفاوت بوده و به شهری گفته می شود که دارای اهمیت جهانی و در سطح بین الملل باشد .

یکی از تلاشهای عمده در سطح جهان به منظور دسته بندی و تعیین رتبه شهرهای جهانی در سال 1999 توسط گروه مطالعات جهان شهرها GaWC ( Glibalization and World Cities study group ) انجام پذیرفت .

بطور کلی معیارهایی که به منظور دسته بندی شهرها در نظر گرفته شد ، عبارت بودند از میزان رقابت پذیری  در زمینه های امور مالی و حسابداری ، تبلیغات و رسانه ، تجارت و امور رسمی و قانونی که بر اساس معیارهای ذکر شده ، سه سطح آلفا ، بتا و گاما به منظور دسته بندی جهان شهرها پیشنهاد گردید .

از جمله معیارهای اصلی یک جهان شهر عبارتند از :

-        بین المللی بودن شهر

-        پایتختهای مهم و با نفوذ در عرصه های بین المللی

-        وجود یک فرودگاه بین المللی برتر که به عنوان نقطه ارتباطی اصلی مابین شهرهای مختلف جهان عمل کند .

-        وجود یک سیستم حمل و نقل شهری کامل و پیشرفته مشتمل برچندین بزگراه و مترو ، تراموا ، خطوط ریلی منطقه ای ، قایقرانی ، اتوبوس و تاکسی

-        وجود بافت جمعیتی و مراکز متنوع فرهنگی چند ملیتی

-        وجود گروهها و شرکت های بزرگ تجاری و صاحب فناوری در شهر

-        وجود مراکزبزرگ مالی ، قانونگذاری ، مدیریتی و بورس از قبیل بانک جهانی ، بورس و غیره که دارای قدرت اثر گذاری بر روی کل اقتصاد جهانی می باشند .

-        داشتن ساز و کارها و زیر ساختهای پیشرفته ارتباطاتی ، مخابراتی و اینترنت

-        وجود بنگاههای بزرگ رسانه ای در شهر

-        داشتن دانشگاهها  و مراکز معروف و مطرح بین المللی

بر اساس تعریف ارائه شده توسط GaWC ، جهان شهرهای گروه آلفا به شهرهایی گفته میشوند که دارای امکانات کامل وبالاترین استانداردهای رفاهی جهت زندگی شهروندان خود باشند .

از جمله شهرهای گروه آلفا میتوان به نیویورک ، پاریس ، توکیو ، شیکاگو ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، لس آنجلس ، میلان و سنگاپور نام برد .

شهرهای گروه بتا از لحاظ حجم سرمایه گذاری و تجارت در رده بعدی پس از جهان شهرهای گروه آلفا هستند .

شهرهای سانفرانسیسکو ، سیدنی ، تورنتو ، زوریخ ، بروکسل ، مادرید ، مکزیکو ، سائوپائولو ، مسکو و سئول  جزو این گروه قرار میگیرند .

در نهایت در مقایسه با شهرهای گروه آلفا و بتا ، شهرهایی همچون آمستردام ، بوستون ، کاراکاس ، دالاس ، دوسلدروف ، هیوستون ، جاکارتا ، ملبورن ،اوزاکا ، پراگ ، سانتیاگو ، تایپه ، واشینگتون ، بانکوک ، استکهلم ، استانبول ، مونیخ و تعدادی دیگر از شهرهای جهان در گروه جهانی شهرهای گروه گاما هستند .

همینطور در این رده بندی شهرهایی که قابلیت خود را جهت وارد شدن به باشگاه جهان شهرها نشان داده اند عبارتند از :آدلایت ، آنتورپ ، آرهاوس ، مارسی ، تاشکند، کلمبو ، کانزاس ، سن پترزبورگ ، بالتیمور ،  ژنو و تهران .

منبع : شهر و شهرداری از دوران باستان تادولت های محلی :  مصطفی رنجبر

 

آشنایی با مفهوم جهانی­شدن :

آنچه تحت عنوان جهانی­شدن مطرح شده است حرکت کشورهای مختلف دنیا به سمت همگرایی و وحدت­رویه در حوزه­های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. این پدیده تحت تأثیر افزایش ارتباطات بین­الملل و تبدیل­شدن دنیا به دهکده جهانی به وجود آمده است. پیشرفت و گسترش رسانه­های ارتباطی به صاحبان این رسانه­ها اجازه داد تا شیوه­های زندگی خود را به مردم نقاط مختلف جهان معرفی کنند و نوعی یکسان­سازی در عرصه­های گوناگون به وجود آورند. البته بسیاری از عناصر جهانی­شدن مانند همبستگی انسان­ها، عدالت جهانی، حقوق بشر و ... قرن­ها پیش مطرح شده بود. بعضی از فیلسوفان در دوره باستان موضوع جهان وطنی را مطرح کرده بودند. یعنی رگه­هایی از جهانی­شدن در قرن­های پیش نیز وجود داشته است اما پیدایش دولت ـ ملت­ها در قرن 17 فاصله مردم کشورها را افزایش داد و مرزهای سیاسی میان کشورها فاصله و جدایی انداخت در دهه 1980 میلادی مجدداً موضوع نزدیک­شدن جهانیان به یکدیگر و ایجاد وطن جهانی مطرح شد. اما این بار وسایل ارتباطی جدید و ثروت روزافزون کشورهای توسعه­یافته این امکان را فراهم کرد که ایده جهانی­شدن به وقوع بپیوندد. جهانی­شدن در عرصه­های مختلف زندگی صورت گرفته و زندگی بشر را تغییر داده است. تعدادی از آثار و پیامدهای جهانی­شدن به شرح زیر می­باشد.  ادامه مطلب را بخوانید

ادامه نوشته


نقش ارتباطی روابط عمومی در درون و برون سازمان



مقدمه
فعالیت های روابط عمومی و سعی در برقرای ارتباط و تفاهم با مردم از عهد باستان وجود داشته است و تنها ابزار و ادوات روابط عمومی و نوع مهارت و تخصص فعالیت های روابط عمومی با تغییر و تحول همراه بوده است.(سیدمحسنی،7:1381) از آنجایی که برقراری ارتباط و انتقال پیامها، هستۀ مرکزی و کانون اصلی فعالیت های روابط عمومی را تشکیل می دهند، مسئولین روابط عمومی باید به خوبی وسایل و کانال های ارتباطی موجود در جامعه را بشناسند و نسبت به نحوۀ کارکرد آنها دارای آگاهی کامل باشند، تا در هنگامی که نیاز ارتباطی احساس می گردد به خوبی بتوانند تصمیم بگیرند کدام کانال یا کانال های موجود در جامعه را به کار گیرند و به چه شکل؟ انتخاب مؤثرترین و مهمترین وسیلۀ ارتباطی، از میان انبوه وسایل ارتباطی موجود در جامعه یکی از مسایل حساس است، زیرا این امکان را به روابط عمومی ها می دهند تا پیام های خود را به مخاطبین مورد نظرشان انتقال دهند. (میرسعیدقاضی،158:1390)

ادامه نوشته

نقش روابط عمومي در فرآيند جهاني شدن


جامعه ما همواره قابل طرح و بررسي براي جامعه بين المللي بوده است و حال بايد ببينيم كه در فرايند جهاني شدن ما چه نقشي را مي توانيم ايفا بكنيم. همان طور كه در ادوار گذشته در فرازو فرودهاي تاريخي، اجداد ما نقش هاي برجسته اي را داشته اند و نسل حاضر هم تأسي مي كند بر اجداد خودش واين پيش تازي و پيشروي را همچنان خواهيم داشت .

لهذا اول بايد ببينيم روابط عمومي به چه معناست و بعد فرآیند جهاني شدن چه ضرورتي در پي خود دارد وقتي كه اين دو را مورد بررسي قرار داديم به اين نتيجه برسيم كه حالا روابط عمومي ها دراين فرآيند چه نقش برجسته اي را مي توانند ايفا بكنند. قسمت اول كه در ارتباط با روابط عمومي است زيره به كرمان بردن است. من خيلي زياد درموردش صحبت نمي كنم . روابط عمومي در واقع ، چشم وگوش سازمان است كه پيوند بين سازمان و محيط سازماني را ايجاد مي كند . تجارت حاصل شده از تحقيقات متعدد نشان مي دهد كه سازمان هايي كه  روابط عمومي هاي مقتدر و در عين حال علمي را داشته اند معمولاً كمتر با شكست مواجه شده اند و موفقيت هاي عمده اين سازمان ها مديون و مرهون همين بود هاست و براساس همين ، عمدتاً مي شود گفت كه مسوولين روابط عمومي از پخته ترين ، كار آمدترين و توانمندترين افراد سازمان بوده اند. با توجه به اين كه علاوه بر مهارت هاي فني و ادراكي بالايي كه داشته اند ودارند داراي مهارت و ارتباطي خيلي بالاهستند چرا ؟ چون سازمان ها براي پيشبردن معنويات و استقرار استراتژي هاي خودشان نياز به يك مجموعه اي كه زمينه كاررا براي آن ها مهيا بكند و محيط را براي آن ها مساعد بكند و درون سازمان انگيزه ايجاد بكند نياز داشته و دارند . لهذا پيوند را نه تنها در بيرون سازمان بايد ايجاد بكند بلكه در درون سازمان انگيزه لازم را هم بايد ايجاد بكند . پس سازمان هابراي استقرار استراتژهاي خودشان به يك چنين فضايي هميشه نياز دارند واين فضا را روابط عمومي ها مي توانند ايجاد بكنند وبراي اين به ناچار معمولاً وقتی شما كاركنان روابط عمومي را در سازمان ها مي بينيد كه از ميانگين سني بالايي برخوردار هستند و تجارب زيادي را دارند بيشتر قسمت هاي سازمان را گشته اند و كاركرده اند و به وظايف بخش هاي مختلف سازماني وقوف دارند و علاوه براين ، به يك مهارت خيلي خيلي برجسته به نام مهارت ارتباطي هم مجهزهستند اين به اين افراد توانايي اينرا مي دهد زمينه را براي استقرار همه فعاليت هاي مهيا بكنند .

هرچه قدر جامعه اي به سمت دموكراسي بيشتر حركت مي كند نقش روابط عمومي ها پررنگ تر مي شود. بنابراين الان شايد اين سوال كه من در استان هاي ديگر زياد شنيدم اين جا هم طبيعتاَ در ذهن شما به ويژه جوان ها و دانشجويان هم وجود دارد اين است كه چه طور شد كه روابط عمومي درسال هاي اخير براي ما خيلي بيشتر مطرح شده است ؟ لذا درسال هاي اخير يك تغييراتي هم در كل جامعه ما به وقوع پيوسته است.  وقتي ازيك نظام 2500 ساله وارد يك نظام دموكراسي يا مردم سالار شديم و هرچه قدر اين مردم سالاري يا اين دموكراسي شروع مي كند به رشد بيشتر و توسعه بيشتر ، مقوله ارتباط ، جامعه و ارتباط بامردم و انجام امور توسط خود مردم شدت بيشتري پيدا مي كند و بنابراين اين جاست كه روابط عمومي نقش بيشتر و بهتري را پيدا مي كند . به همين دليل ، وقتي متخصصان علوم اجتماعي و جامعه شناسان شاخص هاي توسعه را بررسي مي كنند يكي از شاخص های توسعه را هم در مردم سالاري مي دانند ، واقعاً يكي از شاخص هاي اندازه گيري همين است ؛ استقرار دموكراسي واين استقرار در بخش خدمات عمومي و دولتي ويا خدمات اداري از طريق روابط عمومي صورت مي گيرد. لذا هرچه قدر روابط عمومي ها اقتدار بيشتري داشته باشند اختيارات بيشتري دارند ، ودر امور بيشتر مشاركت داده مي شود . بنابراين توجه داشته باشيد يك حركت طبيعي اتفاق افتاده و در جامعه ما هم مسير طبيعي خودش را طي مي كند. بنابراين ما در سازمان ها با افرادي روبرو خواهيم بود كه از تجارب بالايي برخوردارند و توانمندي هاي بالايي را دارند، به راحتي جامعه خودشان را مي شناسند و منويات مديريت عالي سازمان خودشان را دريافت كرده اند حالا براي استقرار آن از كليه امكانات وابزار و اسبابي كه در اختيارشان هست استفاده لازم را كرده و مي كنند اين  چيزي است كه بايد دربخش روابط عمومي در نظر داشته باشيم اما ببينيم كه  چه چيزي مساله جهاني شدن را براي ما مطرح مي كند ؟


ادامه نوشته